تبليغاتX
فصل سرد

باران نباریده و مانده به ابر

چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387

 

دیشب هم باز انتظار من در خواب به سر رسید وچه خواب شریینی بود ...

اگر صبح با صدای باران بیدار نشده بودم نمی دانم الان کجای خستگی ام درد می کرد ...

دهانم را شکل نام تو غنچه میکنم تا بیشتر آرام گیرم ...

لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:45 توسط نسیم |

سفری الهی با رفیقی الهی

چهارشنبه دوم بهمن 1387

 

زیارت که تام و تمام باشد رنجوریها و شکوه ها را به محض دیدار و پیش از گفتن، از دل می برد. به اینجا که رسیدی یعنی او از تو دلبری کرده و دلت را متصرف شده است. اینها همه از آثار و برکات هم نشینی با امام حسین است که اول، پشت در که رسیدی غمهایت را از تو گرفت و بعد که جلوتر آمدی و وارد مجلس شدی دعایت را هم از یادت برد. گویا در آن لحظه زبان حال تو این است که با این رفیق الهی همه چیز دارم. از این رو گویا دیگر چیزی خواستن بیجاست. اینجاست که اشکهای زلال به هم متصل می شوند و بر گونه ها جریان می یابند. اینجاست که دستها همدستی می کند و یکنواخت بر سینه ها فرود می آیند و گرنه هر کس گریه خودش را می کرد و سینه خودش را می زد.

روز عاشورا هم یاران باوفای امام همین کار را کردند. آنها که کارشان و مطلبشان یادشان بود، دنبال کارشان رفتند و فقط ماندند آنهایی که به دیدار یوسف، دست بریدند، همه یک کار داشتند، یک خواسته داشتند ...

به قلم سید علیرضا موسوی مدنی

 

لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:38 توسط نسیم |