انا قتیل ...

آقا جون هر وقت محرم می یاد زودترش حسش می یاد.
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:26 توسط نسیم
|

آقا جون هر وقت محرم می یاد زودترش حسش می یاد.
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:26 توسط نسیم
|
وقتی برف می یاد تنها وقتیه که از ته ته ته دلم احساس خوشخوشحالی میکنم...![]()
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:36 توسط نسیم
|
کم کم کم کم مخم داره هههههههنگ می کنه
از ۵شنبه امتحانام شروع می شه
خسته شدم
بابا چه قدر شب امتحانی هستی تو نجیم![]()
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:35 توسط نسیم
|
کودکی چون خوابی پایان ناپذیر است ...
کودکی قابل تکرار نیست .
ولی میتوان و شاید و باید...
کودک درون خود را بیدار.
نگه داریم دارید دارند...
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:45 توسط نسیم
|
چه خنده تلخی
ولی در واقع به خودم داشتم می خندیدم
چون فکر نمی کردم یه روز به رفتارش بخندم...
ولی عین احمقا هنوز بدون هیچ دلیلی............
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:20 توسط نسیم
|
کارگرها مشغول به کارند تمومی
هم ندارد... ندارد...ندارد.
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 7:35 توسط نسیم
|
کجای این سد سکوت پر می کشی چکاوکم
چرا به من شک می کنی من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهونه باز پنهون کنم هق هقمو....
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 7:19 توسط نسیم
|
زمستون ، تن عريون باغچه چون بيابون
درختا ، با پاهاي برهنه زير بارون
نميدوني تو كه عاشق نبودي
چه سخته مرگ گل براي گلدون
گل و گلدون چه شب ها ، نشستن بي بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه ، چه تلخه ، بايد تنها بمونه قلب گلدون
مثل من ، كه بي تو ، نشستم زير بارون زمستون
زمستون ، براي تو قشنگه پشت شيشه
بهاره ، زمستون ها براي تو هميشه
تو مثل من زمستوني نداري
كه باشه لحظه چشم انتظاري
گلدون خالی ندیدی ، نشسته زیر بارون
گلای كاغذی داری تو گلدون
تو عاشق ، نبودی ، ببينی تلخ روزای جدایی
چه سخته ، چه سخته ، بشينم بي تو با چشمای گريون
گذشته...
گذشته ، يه زخم پير كهنه اس ، خوب نميشه
تو ابرا ، يه ابر گريه سازه ، دور نميشه
يه مرغ جَلده كه هيچ وقت نميره
يه دشت خشكه كه با اشك جون ميگيره
يه زنجيره ، يه بنده ، يه ديوار بلنده
گذشته مثل كوهه ، جنس سنگه
چه سخته ، چه سخته ، گذشتن از رو ديوار گذشته
يه خوابه ، رسيدن ، به فردائي كه پشت اون نشسته
گذشته ، تو فرياد تموم گريه هامي
يه عمره ، تو بيداري تلخ قصه هامي
تو شب هامو به بيداري كشوندي
تو خورشيد يه بيخوابو سوزوندي
تو آزاري ، تو دردي ، يه ديوار بلندي
گذشته مثل كوهي جنس سنگي
چي ميشد ، چي ميشد ، تمام لحظه هاي من بميرن
بميرن ، بميرن ، كه امروز منو از من نگيرن
از وبلاگ تو هم یکی مثل همه با تشکرات فراوان
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:17 توسط نسیم
|
تن عریون باغچه چون بیابون
درختا
با پاهای برهنه زیر بارون
نمیدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل وگلدون چه شبها نشستند بی بهانه برا هم قصه گفتند عاشقانه
چه تلخه... چه تلخه...
باید تنها بمونه برگ گلدون
مثل من که بی تو نشستم زیر بارون
زمستون
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:3 توسط نسیم
|